bestnews
چهارشنبه 4 مرداد 1396 :: نویسنده : نویسنده Ž

داستان طوطی و حضرت سلیمان

داستان طوطی و حضرت سلیمان

مردی یک طوطی را که حرف می‌زد در قفس کرده بود و سر گذری می‌نشست. اسم رهگذران را می‌پرسید و به ازای پولی که به او می‌دادند طوطی را وادار می‌کرد اسم آنان را تکرار کند.
روزی حضرت سلیمان از آنجا می‌گذشت. حضرت سلیمان زبان حیوانات را می‌دانست. طوطی با زبان طوطیان به ایشان گفت: «مرا از این قفس آزاد کن.»
حضرت به مرد پیشنهاد کرد که طوطی را آزاد کند و در قبال آن پول خوبی از ایشان دریافت کند. مرد که از زبان طوطی پول درمی‌آورد و منبع درآمدش بود، پیشنهاد حضرت را قبول نکرد.
حضرت سلیمان به طوطی گفت: «زندانی بودن تو به خاطر زبانت است.»
طوطی فهمید و دیگر حرف نزد. مرد هر چه تلاش کرد فایده‌ای نداشت. بنابراین خسته شد و طوطی را آزاد کرد.
بسیار پیش می‌آید که ما انسانها اسیر داشته‌های خود هستیم.

 

منبع:yekibood.ir

 

 

The post داستان طوطی و حضرت سلیمان appeared first on جذاب.


لینک منبع و پست :داستان طوطی و حضرت سلیمان
http://www.jazzaab.net/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b7%d9%88%d8%b7%db%8c-%d9%88-%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa-%d8%b3%d9%84%db%8c%d9%85%d8%a7%d9%86.html



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 4 مرداد 1396 03:45 ب.ظ
سلام دوست عزیز وبلاگ خوبی دارید اگه دوست دارید وبلاگ رو تبلیغ کنی به وب من بیا و لینک وبلاگتو ثبت کن تا رتبط بره بالا و یه همکاری دو طرفه داشته باشیم
چهارشنبه 4 مرداد 1396 01:48 ب.ظ
عالی
چهارشنبه 4 مرداد 1396 09:28 ق.ظ
ما شا الله واقعا قشنگه وبلاگ و مطلب هاc
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : نویسنده Ž
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :